خرید بک لینک
دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی در نامه ای نوشت: جناب حجت الاسلام آقای سید محمد موسوی خوئینی ها سلام علیکم نامه جنابعالی (مورخ ۷ تیر ۱۳۹۹) به آیت الله خامنه ایسلمه اللّهرا مطالعه کردم؛ درباره آسیب شناسی شما از علت پیداشمشکلات فعلی کشور و نگرانی های مردم جمهوری اسلامی ایران نکاتی را مطرح می کنم: نکته اول اینکه:از ابتدای انقلاب با عظمت اسلامی تاکنون، کارشناسان این کشور دو دیدگاه کلی درباره اداره کشور داشته اند. دسته ای همواره بر استفاده حداکثری؛ بلکه تقلیدی از نظریات پوزیتویستی توسعه غربی تاکید داشته اند و برنامه آنها برای اداره کشور؛ همان سندها و شاخصه های غربی مانند سند توسعه هزاره و سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ بوده است. این جریان با استفاده از ساختارهای حکومتی تصمیم ساز - مانند کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، سازمان برنامه و بودجه، مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز پژوهش های مجلس- برنامه هائی مانند اجراینظریه سیاست خارجی توسعه گرا (برجام)، اجرایکُدِکس آلیمنتاریوس (Codex Alimentarius) توسط سازمان غذا و دارو و ایجاد فاجعه تراریخته و گسترش غذای ناسالم در سفره مردم و اجرای سیاست های کنترل جمعیت از زمان تصویب برنامه دوم توسعه (۲۰ آذر۱۳۷۳) را در این کشور اجرائی کرده اند. اما در مقابل دسته دوم کارشناسان کشور بر طراحی و اجرای الگوهای بومی، اسلامی تصریح کرده اند و با استفاده از اختیارات خود در نهادهای تصمیم ساز کشور، برنامه های موفقی مانند اداره مردمی جنگ و امنیت کشور بر اساس نظریه بسیج، ایجاد نهضت خدمت رسانی به مردم از جهاد سازندگی تا اردوهای جهادی و اجرای ایده مترقی امامِ روستا، طراحی و اجرای اولیه ایده تمدنی مدرسه های مسجد محور و راه اندازی اولیه نظام پیشگیری اسلام از بیماری را پیشنهاد و عملیاتی کرده اند. نکته دوم آنکه:بسیاری از مشکلات فعلی کشور -اگر نگوئیم همه مشکلات- به اجرای همین برنامه های غربی بازگشت دارد. کارشناسی پوزیتویستی توسعه غربی به دلیل ضعف شناختی مفرط از نیازهای انسان و معادلات حرکت او در مرحله زندگی دنیوی و ابهام مطلق این کارشناسی از سیر تکامل در مراحل دیگر حیات -مانند عالم ذر، عالم برزخ و منازل متعددش- همواره برنامه های ناقصِ ناظر به یک بعد از فطرت ارائه می دهد و سایر ابعاد فطرت را در مقام برنامه ریزی فراموش می کند. البته تجربه اجرای سیاست های توسعه غربی در چله اول انقلاب؛ خصوصاً تجربه گرانسنگ اجرای حداکثری این نظریات در دولت توسعه گرای تدبیر و امید، بحث های نظری در نقد توسعه غربی را آبرومند نموده و همه امید مردم نسبت به کارآمدی این نوع از برنامه ها را به یاس بدل کرده است. همچنین همزمانی چالش های ناشی از توسعه در کشور ایران و چالش های کشورهای توسعه یافته آمریکائی و اروپائی؛ زبان مدافعان نظری توسعه غربی مانند محمود سریع القلم و صادق زیبا کلام را نیز الکن نموده است. نکته سوم اینکه:نقش تسامح و بی دقتی جریان کارشناسی انقلاب اسلامی در همراه

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

سید محمد موسوی خوئینی ها، مدیر مسئول روزنامه سلام باسردبیر عباس عبدی در سال 1369تاسیس شد.روزنامه سلام در سال ۱۳۷۸ در پی انتشار نامه محرمانه سعید امامی توقیف شد.جریان کوی دانشگاه با محوریت موسوی خوئینی ها بعد از توقیف روزنامه اش(سلام) بوجود آمد. ایشان فراموش کرده اند، پستهای کلیدی در دوران انقلاب اسلامی داشته اند و بیش از سی سال قوه مجریه و بغضا مقننه در اختیار هم فکران ایشان بوده است. بدبختی اقتصاد ایران از بی کفایتی این طیف اصلاح طلب بوده است. هر زمان که ببیند یاران حکومتی اش با بحران روبرو هستند با داد و قال قصد دارد آنها را از مخمصه نجات دهد. بی خبر از آن است که مردم مسلمان آنقدر بصیرت دارند تا خادم را از خائن تشخیص دهند.متاسفانه یا خوابند یا خود را به خواب زده است. به بعضی از اظهار نظر ایشان توجه نمایید. سخن آقای خوئینی ها در تاریخ 3/9/1387 گویای عدم بیدار شدن وی می باشد. ایشان در تاریخ 26/3/1388 نیز می گوید: موضوعی که آقای محمدعلی ابطحی در سال 1388 در دادگاه، پشت صحنه ی آن را برملا کرد و گفت: در همان دادگاه، آقایان بهزاد نبوی، محمد علی ابطحی، مازیار بهاری، مصطفی تاج زاده و صفایی فراهانی، در اعتراف های خود گفتند که در انتخابات هیچ تقلبی صورت نگرفته است!! آقای ابطحی در دادگاه می گوید: !! در سال 1378، رمز آشوب و فتنه گری پیرامون داستان سعید امامی رقم خورد. در سال 1388، فتنه با رمز تقلب، آغاز شد و امروز شاید تصور می کنند که با این نامه، فتنه ای جدید را شعله ور می کنند! اما آنچه مسلم است، نامه از سر دلسوزی و نقد برای اصلاح نیست. نامه با نگاه ضد امام و ولایت فقیه نگاشته شده است. نامه برای مخالفت با حکومت دینی نگارش یافته است. آقای موسوی خوئینی ها در تاریخ 19/10/1387 می گوید: این جمله، یا از روی جهل است و یا عامدانه به قصد تخریب بیان می شود. ایشان در سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نیز در مصاحبه با نشریه ی شماره ی 57 حضور -وابسته به مؤسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) - می گوید: !! وی می افزاید: آقای خوئینی ها غافل است از اینکه حضرت امام (ره)، ولایت مطلقه فقیه را به صورت نهادی کاملاً مضبوط در آورد، که آن نهاد امروز از مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران و از محکم ترین پشتوانه های کشور ماست. حاکمیت دینی در کشور برخاسته از این نگاه بلند مدت امام است که زیرآب تفکر لیبرالیستی و استکباری را در هم می نوردد. با درایت و معماری عمیق حضرت امام (ره) و با بهره گیری از تفکر اسلامی، چنین نهادی پا به عرصه گذاشته است؛ نهادی که چون سایر معماری های امام عزیز در تثبیت و قدرت گرفتن نظام دینی نقشی مهم ایفا می کند و با همه ی تلاش های غافلان داخلی و معاندان خارجی، این نظام الهی چون کوه در برابر فتنه ها و توطئه ها و نیرنگ ها ایستاده است. در تاریخ اردیبهشت 1369 نهضت آزادی در بیانیه ای نگاشت : سی سال قبل، نهضت آزادی که خود را در لبه ی پرتگاه نابودی می دید، تصور می کرد

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

در دهه های گذشته، تاریخ ایران، شاهد ظهور جریانهای مختلف روشنفکری بوده است. از جریان مشروطه بگیر که زمان حاظر. می توان طیف فکری جریان مشروطه را به چندگروه تفسیم نمود. یک گروه روشنفکرانی بودند که یا به غرب وابسته بودند و یا به شرق. عده ای هم طرفدار اصلاحات بودند ولی بصیرت نداشتند، گرفتار شعارهای روشنفکران وابسته بودند. گروه سوم در نیمه راه فهمیدتد که اهداف عالیه مشروطیت دارد به سمتی حرکت می کند که خواست توده مردم مسلمان نیست، امثال شیخ شهید فضل الله نوری. به خاطر بصیرت بالا توسط همان بی بصیرت ها سرش به بالای دار رفت. به پیوسط همان جریان، جریانهای دیگر بوجود آمدند. به خاطر هدف و سمت و سوی حرکتشان، که یا به شرق وابسته بودند و یا به غرب نتوانستند در دل توده مردم مسلمان ایران نفوذ کنند. در بعضی از جریانها نام اسلام را نیز به یدک می کشیدند. این گروه ها به خاطر اینکه درک و شناخت صحیحی از اسلام نداستند و آیات قرآن را تفسیر به رای می کردند. دچار یک نوع تفکر التقاتی شدند. عیب بزرگ این جریانها که باعث شکستشان می شود، بریدگی از مردم و گریز از مرجعیت دینی بودند. با همین اوصاف، بعد از انقلاب جریانهایی که فعال و بیشتر نیمه فعال و یا خفه بودند، شروع به فعالیت نمودند، به نیت و قصد اینکه همه چیز را قبضه کنند و دو دستی تحویل اربابان شرقی و یا غربی خود بدهند و یا مسیر حرکت انقلاب را عوض نمایند. چهل سال است تمام آنها چه در خارج کشور که بر خوان اربابا نشان تغذیه می کنند و مریدانشان که در داخل کشور دست رنج مردم بی نوا را به یغما می برند. و مدام فریاد یا مسیبتا سر می دهند. گرگان، شغالان و روبهان مکار، خود را به رنگ میش در آورده اند و در آغل گوسفندان با دستیاری همدیگر مشغول ذبح هستند. این جریانها با وجودی که در اصل بینش و تفکر ممکن است هم عقیده نباشند ولی در هدف تمام آنها یک نقطه اشتراک دارند و آنهم دست برداشتن مردم از اسلام است. اسلام دشمن سر سخت آنهاست، زیرا اسلام مخالف هرزه گری،لااباگری، آزادی بی حد و مرز، مخالف تز هدف وسیله را توجیه می کند، رشوه خواری، دوتابعیتی، رانت خواری و... می باشد. انسان مجاهد پرور است که در کمال صداقت و بی ریایی برای مردم مسلمان زحمت می کشد و هیچگونه توقهی هم از آنها ندارد. در این برهه زمانی که با هدر دادن زمان توسط حکومت مردان لیبرالی و پنج سال نشستن پای درخت بی ثمر برجام، هدر دادن سرمایه های ملی، بی برنامه گی در اجرای وظیفه و مسئولیشان فضا را برای پشت جبهه دگر اندیشان و اپور تونیستها آماده نموده اند، شیپورچی های آنها امثال موسوی خوئینی ها و علیرضا علوی تبار و دیگر هم تفکرانشان، و تعیین خطوط حرکتی برای پیاده نظام آنها در روزنامه ها به صدا درآمده است. تاریخ تکرار می شود، یکهزار و چهارصد سال پیش، مثل چنین دورانی، تمام دشمنان اسلام برای نابودی اسلام متحد شدند تا در یک صف در برابر اسلام بایستند و ریشه اسلام را بکنند. کنار خندق دور مدینه صف کشیدند و مبارزه ط

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

تحرکات سازماندهی شده اخیر از سوی افراطیون و تندروهای اردوگاه اصلاحات در باره نرمش قهرمانانه در برابر امریکا! و سخن گفتن از ضرورت بازکردن باب گفت وگوی مجدد با شیطان بزرگ، اگر به شکل مناسب پاسخ داده نشود و افکار عمومی توجیه نشود، ممکن است در مقاطع خاص نظیر انتخابات مورد سوءاستفاده احزاب سیاسی در فریب مردم و تبدیل یک تفکر غلط و مغایر با قوانین موضوعه و سیاست های کلی به مطالبه ملی شده و در آن صورت نظام را وادار به نرمش قهرمانانه کنند. موضوع نرمش قهرمانانه از آن دسته موضوعاتی است که هر از گاهی دستمایه برخی جناح های سیاسی برای اعمال فشار به نظام و گرفتن امتیازات به نفع جریان سیاسی خود قرار می گیرد. بسیاری از افراد تعریف درستی از مفهوم نرمش قهرمانانه نداشته و آن را به معنای کوتاه آمدن در برابر دشمن تعبیر و تفسیر می کنند. به عکس نظر این افراد، نرمش قهرمانانه به معنی همراهی با مردم و مدیریت افکار عمومی خودی با هدف حفظ اتحاد ملی، جلوگیری از دوقطبی سازی اجتماعی و ارتقای بینش سیاسی و افزایش بصیرت مردم در مواجهه با حوادث فتنه گون داخلی است. در این هیچ تردیدی نیست که نظام اسلامی به هیچ وجه در برابر دشمن کوتاه نیامده و اصطلاحاً در برابر دشمن نرمش نشان نمی دهد. نظام اسلامی ایران یک نظام صد درصد مردمی بوده و هیچ گاه در برابر مردم قرار نگرفته و نخواهد گرفت، بلکه در شرایطی که مردم به هر دلیلی مسیری ناصواب را مطالبه کنند، نظام اسلامی در کنار مردم قرار گرفته و با مدیریت منطقی به تصحیح اشتباه مردم و بصیرت افزایی خواهد پرداخت. صحنه انتخابات سال ۹۲ مثال بسیار خوبی برای تبیین صحیح نرمش قهرمانانه است: در حالی که سیاست های کلی نظام در باره عدم هرگونه مذاکره با امریکا، روشن، دقیق و قاطع بوده است، مقام معظم رهبری به پیروی از سلف صالح، امام راحل (که هر گونه مذاکره با امریکا را نهی کرده و رابطه ایران با امریکا را رابطه غیرممکن گرگ و میش تعبیر فرموده بودند) و بر اساس منطق عقلی قوی و تجربه مکرر فرموده اند و یا ، در انتخابات سال ۹۲ جناب آقای روحانی برخلاف سیاست های مذکور، رسماً و علناً پرچم ضرورت مذاکره مستقیم با امریکا را با هدف فرضی حل همه مشکلات کشور، چرخیدن چرخ سانتریفیوژها در صورت چرخ اقتصاد کشور و... به عنوان شعار انتخاباتی خود برافراشته و با رأی ۵۰ درصدی مردم شعار انتخاباتی خود را به مطالبه ملی تبدیل کرد. در چنین شرایطی دشمنان خارجی و شبکه نفوذی دشمن در داخل با خوشحالی زائدالوصفی در پی القای این ایده بودند که رهبری نظام به شدت با روحانی مخالفت کند که در این صورت به اهداف شیطانی خود دست یافته و مردم روبه روی رهبری قرار گرفته و به مردم گفته می شد که ما می خواستیم با مذاکره با امریکا همه مشکلات را حل کنیم، اما رهبری نمی گذارد پس امریکا مشکل ما نیست بلکه مشکل اصلی رهبری نظام است که نمی گذارد با مذاکره مشکلات را حل کنیم. ناگفته پیداست که در این صورت کشور به بلای دوقطبی و چندقطبی تجربه

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

یعنی در تمام این سال ها که بخشی از افکار عمومی سرگرمِ سر کار گذاشتن های حجاریان بودند، ایشان داشتند با دلار دولتی و واردات گندم، بیزینس و کاسبی می کردند؟ برجامیان و نا برجامیان. نُرمالیزاسیون و دموکراتیزاسیون. اصلاحات صدقه بگیر نیست. فتح سنگر به سنگر. فشار از پایین و چانه زنی در بالا. جنبش گرسنگان. زنده باد اصلاحات. چه خوابی برای دولت دیده اند؟ و... همه اینها دستمایه و بهانه کاسبی بود؟ به قول عوام؛ مصّبتو شکر! مهم نیست دلار 3700 بوده و 15 و 20 و 25 هزار تومان رسیده. مهم این است که حجاریان ها بتوانند با دلار 4200 تومانی دولتی واردات بکنند و قیمت دلار جهانگیری ثابت مانده باشد! تمام آن داد و فریادها برای چنین روزی بود، آقای جهانگیری و آقای روحانی بالاخره باید مواظب عقبه خود باشند که در مواقع لازم چطوری برای آنها دهن پاره می کنند.! وهدف از فتنه سازی فتنه گرانی چون حجاریان، ایجاد بحران و بردن نظام به گوشه رینگ است، تا در فضا آشفته و تیره ی فتنه، بی کفایت ها و نامحرمان به کرسی های قدرت دست یابند.

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

ماجرای کیک تولد بهشت زهرا مردم می مانند سیره سیلمانی و همت و عبدالله والی و شهید جمال کریمی که سه روز پیش حین خدمت به آسیب دیدگان کرونا شهید شد کجا و این نمایش حضرات در اوج رنج مردم کجا؟ به گزارشمشرق، محمد زعیم زاده،طی یادداشتی نوشت:آقای حسن خمینی در معیت شهردار تهران و جناب محمود دعایی در مراسم پنجاهمین سالروز تاسیس بهشت زهرا درحال برش زدن کیک تولد هستند. این تصویری بود که دیروز در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد. خیلی ها مانند نگارنده احتمالا بعد از لختی تعجب به اصالت این تصویر شک کردند و پیگیر اصل ماجرا بوده اند، اما متاسفانه خبر درست بود و تصویر دقیق. فارغ از زمان و شرایط خاص کنونی برای چنین اقدامی نکته اول درمورد این تصویر و این اقدام، سوال درمورد اصل ماجراست. خب اصلا کیک تولد بهشت زهرا چه معنایی دارد؟ چرا باید چند نفر آدم سیاسی برای تولد 50 سالگی بهشت زهرا جمع شوند و کیک برش بزنند؟ نکته دوم به شرایط انجام چنین کاری برمی گردد، برگزاری مراسم تولد برای بهشت زهرا در شرایطی که به گواه برخی آمار روزانه حدود 70 نفر از هموطنان مان به دلیل کرونا در همین مکان دفن می شوند و افکارعمومی به شدت درگیر این ماجراست، چه معنایی می تواند داشته باشد. اساسا در اوضاعی که مردم با این شدت و حدت درگیر گرانی و مساله معیشت هستند و بسیاری از آحاد مردم این بلایا را حاصل عملکرد دولت تَکراری دوستان می دانند، این اقدام چه معنایی دارد؟ در نگاه اول اینها بدیهی ترین سوالاتی است که باید برای یک شرکت کننده در این مراسم پیش بیاید و قبل از حضور در چنین برنامه سانتی مانتالی با خود دودوتا چهارتا کند و بگوید خب من نباید در این مراسم شرکت کنم. اما با کمال تعجب شاهد حضور این سه بزرگوار در قاب های عکس هستیم. پس مشکل کجاست؟ واقعیت این است که اگر در منظومه فکری کسی حضور در چنین مراسمی در این شرایط ضدارزش تلقی شود حتما در آن شرکت نمی کند، اما متاسفانه ظاهرا نمک به زخم مردم پاشیدن برای آقایان هیچ ضدارزشی به حساب نمی آید بلکه یک دورهمی معمولی است که خب لابد خوش می گذرد. دوستان در عوالمی زیست می کنند که اصلا برایشان اهمیتی ندارد مردم چه تلقی ای از این اقدام دارند. در نگاه آنها این هم یک کار روزمره مثل بقیه کارهای زندگی است . متاسفانه این اقدام با جهل هم صورت نمی گیرد. حضرات احتمالا می دانند ارائه این تصویر از افرادی که به درست یا غلط کارگزار جمهوری اسلامی به حساب می آیند چه آثار مخاطره آمیزی برای جامعه انقلابی و متدین ایرانی دارد، مردم می مانند سیره نظری و عملی امام روح الله و رهبر انقلاب در محروم نوازی و مستضعف ستایی و به فکر مردم بودن کجا و این کارها کجا؟ مردم می مانند سیره سیلمانی و همت و عبدالله والی و شهید جمال کریمی که همین سه روز پیش حین خدمت به آسیب دیدگان کرونا به دست تروریست های پژاک شهید شد کجا و این نمایش حضرات در اوج رنج مردم کجا؟ واقعا جنابان حسن آقای خمینی، حناچی و دعایی

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

روزنامه اعتماددر مطلبی نوشت: . این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: . روند دستاوردتراشی حامیان برجام به جایی رسیده است که بیشتر رنگ و بوی دارد. پیش از این حامیان سیاست خارجی دولت مدعی بودند که ! و ! و ! ! و... حالا ! نیز به دستاوردهای خیالی برجام اضافه شده است. این روزنامه اصلاح طلب مدعی شده است که برجام، با رشد شاخص های اقتصادی، بارقه های امید را در میان قاطبه مردم ایران ایجاد کرد؛ آیا افزایش ۸ برابری قیمت دلار، نشانه رشد اقتصادی است!؟ افزایش حدود ۶ برابری قیمت مسکن و اجاره بهای واحد مسکونی چطور!؟ افزایش ۱۱ برابری قیمت سکه، افزایش افسارگسیخته قیمت خودرو و لازم خانگی و اقلام خوراکی و خسارت های بزرگ دیگر همگی نتیجه توافق هسته ای است. دولت روحانی با این پیش فرض که و و و و...همه تعهدات خود را یکطرفه اجرا کرد و تمام ظرفیت های دولت را به پای برجام قربانی کرد. نتیجه آن شد که علیرغم ایجاد محدودیت گسترده در صنعت هسته ای، تحریم ها افزایش یافت و ارزش پول ملی نیز کاهش یافت. وزیر امور خارجه - شهریور۹۷-در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی ان ان در پاسخ به این سؤال خبرنگار که گفت: . وزیر خارجه دولت اوباما نیز- مهر ۹۶- در یادداشتی در روزنامه واشنگتن پست نوشت: . حامیان دولت تلاش می کنند که بی دستاوردی برجام را به گردن منتقدان بیندازند. اما برخلاف این فضاسازی ها، علت اصلی بی دستاوردی توافق هسته ای، اعتماد بلاوجه دولت روحانی به آمریکا و اروپا و چیدن همه تخم مرغ ها در سبد برجام بود.

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

آقای روحانی دیروز گفت: . نکته بسیار قابل تأملی است. چه کسانی پس از ناکامی در انتخابات ۸۸، بنا را گذاشتند به اینکه دولت مستقر را بی کفایت نشان دهند و به زیر بکشند؟ چه کسانی آدرس تحریم های فلج کننده را به دشمن دادند و پس از آنکه تحریم ها آغاز شد، اسکی روی موج دشمن ساخته را شروع کردند؟ موکول کردن حل مشکلات اقتصادی به توافق با آمریکا در حالی که در قبال دولت دهم می گفتند مشکلات ناشی از سوءمدیریت است، یک تحریف بزرگ بود. این تحریف، با مغالطاتی مانند ، ، ، ، ، ، ، ، و... دائما تشدید شد. براستی خزانه دولت، سال ۹۲ با محدودیت بیشتری مواجه بود یا امروز؟ چگونه به اوباما اعتماد کردند، در حالی که بانی حملات سایبری و ترور دانشمندان، آشوب ۸۸، تحریم های فلج کننده و جنگ نیابتی در کنار مرزهای ایران بود؟ مگر مصادره میلیاردها دلار از اموال ایران و ریل گذاری تحریم های ویزا و آیسا و کاتسا، مربوط به اوباما نبود؟ آیا دولت او نبود که حمید ابوطالبی (معاون دفتر روحانی) را تروریست خواند و ویزای حضور در نمایندگی ایران در سازمان ملل را نداد؟! آیا اتحاد دموکرات ها و جمهوری خواهان در صدور تحریم های ضدایرانی فراموش شدنی است؟ کدام مشاوران، آدرس های گمراه کننده به خورد برخی سیاستمداران می دهند؟ چه شد که آن سیاستمدار مرحوم، ۳۰ مرداد ۹۵ در اجلاس آموزش و پرورش ادعا کرد ؟! برخلاف این ادعا و طبق اعلام موسسه تحقیقات صلح استکهلم، آلمان با اختصاص ۴۰/۹ میلیارد دلار، در رتبه هشتمین کشور دارای بیشترین بودجه نظامی و ژاپن با اختصاص ۳۶/۷ میلیارد دلار، در رتبه نهم جهانی قرار داشت. چگونه در اوج تهدیدهای آمریکا و طرح درباره خلع موشکی و نظامی ایران، توییتر همین سیاستمدار مدعی می شد ؟! کدام قلم است که پس از همه خسارت های برجام، در روزنامه دولت می نویسد ؟! کسی مطلع نباشد، تصور می کند لابد برنامه هسته ای، اوراق شده بود و با برجام احیا شد(!) یا مثلا دلار ۲۳۰۰۰ تومان بود، به ۳۷۰۰ تومان رساندند! یا اروپایی ها قبل از برجام، به هواپیمای آقایان ولایتی و خرازی و متکی و صالحی سوخت نمی دادند، ولی به هواپیمای آقای ظریف در مونیخ سوخت دادند! یا به نمایندگان ایران ویزا نمی دادند و به ابوطالبی دادند! یا، گرفتار تحریم های ویزا و کاتسا و آیسا بودیم و با برجام لغو شد! خط تحریف بود که دولت و وزارت خارجه را دو سال معطل تروئیکای اروپایی کرد اما آنها قطعنامه ضدایرانی را در به تصویب برسانند. ادعا می شد پرونده PMD بسته شده، اما اروپا همان را دوباره گشود! تحریف بود که برخلاف هشدار صاحب نظران، ادعا کرد آمریکا عهدشکنی نمی کند و ده تا ترامپ دیگر سر کار بیاید، تحریم ها برنمی گردد. تحریف بود که سایت بزک کننده برجام و FATF نوشت . اما وقتی دادستان تهران اعلام کرد ، برایان هوک رئیس در آمریکا گفت . سپس اینترپل اعلام کرد . چرا FATF و اینترپل، درباره قاتلان سردار مبارزه با تروریسم در منطقه و مفسدان و پولشویان فراری به غرب، کمترین همکاری ر

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

در یادداشتی درروزنامه اعتمادبا عنواننوشت: . عبدی در ادامه نوشت: . این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه نوشت: . اصلاح طلبان علاقه خاصی بهشعبده بازیدارند.فدراسیون فوتبال دولت روحانی(همان دولتی که گفت و همان دولتی که تَکرار کرد که مردم به آن رأی بدهند) در اقدامی تأمل برانگیز قراردادی محرمانه! با ویلتموس-مربی بلژیکی- امضا کرد! نکته قابل توجه اینجاست کهوزیر ورزش دولتِ اصلاح طلبان، نقش ویژه ای در این قرارداد دارد. در روزهای گذشته فدراسیون فوتبال در پرونده شکایت ویلتموس به پرداخت ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار یورو معادل ۱۶۷ میلیاردتومان محکوم شد. ویلتموس پیش از این نیز ۵۳ میلیاردتومان دریافت کرده بود. این در حالی است که این مربی خارجی تنها حدود دو ماه در ایران حضور داشت! قرارداد ویلتموس مانند قراردادهای دیگر دولت تدبیر و امید، محرمانه بوده است. سرپرست سابق اداره کل روابط عمومی وزارت ورزش و جوانان- آذرماه ۹۸- در صفحه توییتر خود با هشتگ نوشت: . نکته قابل تأمل اینجاست کهماجرای خصوصی سازی مسئله دار کارخانه نیز در دولت روحانی(دولتِ اصلاح طلبان) انجام شده است.اما عبدی هیچ اشاره ای به این مسئله نمی کند. شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه سال ۹۴ و در زمان ریاست (رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در آذربایجان شرقی)بر سازمان خصوصی سازی به بخش خصوصی واگذار شد؛ این شرکت به ۲ جوان ۲۸ و ۳۱ ساله(امید اسدبیگیو مهرداد رستمی) واگذار شد که هیچ گونه تخصصی در امر کشاورزی و صنعت نیشکر نداشتند! این شرکت زمینه اشتغال ۸ هزار نفر به صورت دائم و ۴ هزار کارگر فصلی را فراهم کرده بود و اقتصاد شهرستان های شوش، دزفول، اندیمشک، شوشتر و روستاهای اطراف به آن وابسته بودهاست. دولتِ اصلاح طلبان این کارخانه بزرگ و بسیار مهم را که ارزش آن حدود۱۷۰۰میلیارد تومان بوده است با قیمت ۲۹۱ میلیاردتومان واگذار کرد. نحوه پرداخت نیز اینگونه بوده است که ابتدا۶ میلیارد تومان بصورت نقد پرداخت شد و قرار شد که بقیه مبلغ (۲۸۵ میلیارد تومان) بصورت اقساطی و هشت ساله با یک سال تنفساز دو نفر که هیچ تخصصی در زمینه صنعت نیشکر و کشاورزی نداشتند، دریافت شود! در ماههای اخیر دادگاه رسیدگی به اتهامات مدیرعامل هفت تپه برگزار شده است. اسدبیگی تنها در یک قلم رشوه ای ۷۰۰ سکه ای به مدیر سابق بانک مرکزی در دولت روحانی داده است. در روزهای گذشته،قاضی خطاب به اسدبیگی گفت: . پس تا اینجای کارهم قرارداد ویلتموس و هم واگذاری کارخانه نیشکر هفت تپه در دولتِ اصلاح طلبان انجام شده است. اما آقای عباس عبدی در کمال بی انصافی و بی اخلاقی، ماجرای ویلتموس و نیشکر هفت تپه را به پای انقلاب و جریان های انقلابی می نویسدو با کنایه می گوید ! آقای عبدی!، ، ، خسارت ۱۵۰ هزارمیلیارد تومانیحذف کارت سوخت، خسارتتوتال، خسارتبرجام، خسارت اقتصادیفتنه ۸۸و...همگیدستپخت دوستان اصلاح طلبشماست. برخی در ابتدای انقلاب باو تسخیر لانه جاسوسی، خود را سوپرانقلابی نمایش دادند. در سالهای بعددر پار

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

خیل عظیم لشکر ابن زیاد برای کسب غنائم به کربلا آمده بودند، شاید تعداد زیادی از آنها شناخت زیادی از امام حسین (ع) نداشتند. برعکس دشمنان ایران که به خوبی به اصالت انقلاب اسلامی آشنا هستند. گروه هایی که خود را به شیطان بزرگ وصل می کنند، یک: چطور ذهن مان بی محابا حوادث 4 دهه سپری شده از پیروزی انقلاب را مرور می کند! جایی کهمنافقین کوردل نه تنها کمترین ارزشی برای مردم ایران قائل نبودند، بلکه با اسم رمز ، مردان و زنان و نوزادان بی گناه را به گلوله می بستند! کسانی که فراتر از هم پیمانی با تحریم کنندگان ملت ایران، سلاح در دست گرفتند و 17 هزار نفر را در مسیر تحقق اهداف دشمن بعثی و آمریکایی به شهادت رساندند. دو: ذهن مان به سمت سلطنت طلبانی می رود که در شبکه های ماهواره ای و در سخنرانی های خود در کنگره آمریکا و پارلمان اروپا، اشک ریزان از اربابان غربی خود خواهش می کردند حتی به قیمت تحمیل قحطی به ملت ایران یا کشتار آنها به واسطه جنگ، ترور یا هر اقدام دیگر، زمینه بازگشت تفاله های حکومت پهلوی را به کشور فراهم سازند و البته سران غرب نیز بارها خواسته های آنها را اجابت کردند! سه : این بازی کثیف هنوز تمام نشده است! البته این بار به نظر می رسد گرا و سیگنال را صرفا مرده های متحرکی مانند فرح دیبا یا مریم قجر عضدانلو به دشمن مخابره نمی کنند! همه به یاد دارند دی ماه ۹۵، سی نفر از فعالان سیاسی- اجتماعی اپوزیسیون خارج نشین در نامه ای خطاب به دونالد ترامپ، رئیس جمهور تازه انتخاب شده آمریکا خواستار تحریم های تازه علیه ایران شدند. حتی افرادی مانند مصی علی نژاد برای تسریع رنج ملت ایران و در ازای تامین هزینه زندگی انگل وار خود از سوی وزارت خارجه و سازمان های جاسوسی آمریکا، حاضر شدند درخواست را در خلوت و جلوت، روی میز مقامات غربی بگذارند. اپوزیسیون خارج از کشور، از یک سو پس از وضع مجدد تحریم های یکجانبه و ثانویه آمریکا علیه ایران به خوشحالی پرداخت و از سوی دیگر، بابت این مساله با مردم کشورمان به ابراز همدردی می پرداخت(!) آنها جلوی دوربین های شبکه های من و تو، سعودی اینترنشنال و بی بی سی فارسی، از کمبود داروهای خاص در کشور ابراز تاسف می کردند و پس از توقف ضبط برنامه، بابت مرگ خاموش و مظلومانه کودکان پروانه ای در ایران قهقهه های حیوانی سر می دادند! چهار: به معنی بزرگواری و بلندمرتبگی است. این کلمه در اصل به معنای بلندی و مکان بلند است. به فرد بلندمرتبه و بزرگوار، شریف گفته می شود. در مقابل شرف، واژه ای به نام وجود دارد. فردی که خصلت دنائت در وی وجود دارد، فرومایه، رذل و ناجوانمرد است. مصداق یابی این واژگان با توجه به آنچه در بالا ذکر شد، چندان دشوار نیست. امروز مشخص است و مصداق کدام یک از این دو هستند! کسانی که حاضرند اربابان غربی آنها از کشته ها در ایران پشته بسازند تا بر فراز آن ایستاده و چند صباحی قدرت را در دست گیرند! کسانی که با دلارهای نفتی آل سعود و پوندها و دلارهای آغشت

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

روزنامه ابتکار- به مدیرمسئولینماینده اصلاح طلب مجلس دهم وکاندیدای ناکام انتخابات مجلس یازدهم(با ۳۲ هزار رأی)- در یادداشتی با عنوانبه قلم نوشت:. این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:. این روزنامه اصلاح طلب مدعی شده است که اقدامات فتنه گران در سال ۸۸ بوده و نتایج صندوق رأی را در آن سال تغییر دادند و در نهایت طیف اصلاح طلب کوتاه آمد و از ماجرا عبور کرد! در روزهای گذشتهاز وزرای دولت اصلاحات و عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان در یادداشتی درروزنامه اعتماد نوشته بود:! این روایت کذب و در حالی است که در سال ۸۸افرادی همچون و در جلسات خصوصی صراحتا اذعان کردند که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته، اما این افراد به دلیل فقدان وجدان اخلاقی و بی نصیب بودن از مردانگی و شرافت، از اعلام این واقعیت بدیهی در پشت تریبون امتناع کردند. از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ صراحتا اعلام کرد که. فتنه گران در سال ۸۸ با گردن کشی مقابل قانون و لگدمال کردن آرای مردم، علیه جمهوریت و در ادامه، علیه اسلامیت شورش کردند. فتنه گران با تخریب اموال عمومی و خصوصی، ماهها کشور را به آشوب کشیده و علنا شعار دادند کهو... نکته قابل توجه اینجاست کهپس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، تعداد قابل توجهی از اعضای ارشد ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در دولت روحانی در پست های ارشد اجرایی مشغول به کار شدند. عباس آخوندی، بیژن زنگنه، اکبر ترکان، محمدرضا نعمت زاده، حسین فریدون، اسحاق جهانگیری، علی ربیعی، محمد شریعتمداری، عیسی کلانتری، علی یونسی، معصومه ابتکار و... اعضای ارشد ستادهای انتخاباتی میرحسین و کروبی در سال ۸۸ با دروغ تقلب زمینه صدور قطعنامه ۱۹۲۹ را فراهم کرده و با التهاب آفرینی در داخل و تشویق دشمن به افزایش فشار، سفره مردم را کوچک کردند. در ادامه، اعضای ارشد ستادهای انتخاباتی میرحسین و کروبی در سال ۹۲ در دولت روحانی در پست های ارشد مدیریتی قرار گرفتند. تنها در دو نمونه،عباس آخوندی قیمت مسکن و اجاره بهای مسکن را ۶ برابر کرد و بیژن زنگنه نیز تنها در یک قلم با حذف کارت سوخت، ۱۵۰ هزارمیلیارد تومان به کشور و مردم خسارت زد. حالا بانیان وضع موجود بجای عذرخواهی از مردم و تغییر رویه خسارت بار خود، با توهین به شعور و فهم مردم، ژست شاکی به خود می گیرند.

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

قال الصادق (ع) :>(کافی، ج2، باب حب الدنیا، ص315 ) یعنیعشق به دنیا ریشه هر گناه است. خداوندا! حبّ دنیا که ریشه همه گناهان است را از دل ما بیرون ببر! پروردگارا! خودت در مسیر پر پیچ و خم تکامل، دست ما را بگیر، و به سرمنزل مقصود هدایت فرما! بار الها! تو از پنهان و آشکار آگاهى، گناهان مخفى و آشکار ما را به لطف و کرمت ببخشا!آمِیْنَ یا رَبَّ العالَمِیْنَ

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

به گزارش مشرق،محمد صرفی در یادداشت روزنامه کیهان نوشت: ؛ این جملات بنیادین و آتشین بخشی از پیام راهبردی و تاریخی حضرت امام خمینی(ره) به مناسبت قبول قطعنامه 598 است. پیامی که اگر رهنمودهای آن از سوی مسئولان کشور جدی گرفته شده و نصب العین قرار می گرفت، با بسیاری از مشکلات امروز مواجه نبودیم. در این روزگار انتظار آنکه مسئولان درد فقر، گرانی، بیکاری، اجاره نشینی، چند ماه حقوق عقب افتاده، شرمندگی در برابر خانواده، چند جوان بیکار در خانه و...-که بسیاری از مردم حداقل با چند مورد از آن دست به گریبانند- را عملاً و در زندگی شخصی خود نیز درک و لمس کنند، انتظاری دور از دسترس بوده و به خوشrlm;خیالی تنه می زند. اما حال که متاسفانه اینچنین نیست، آیا هیچ راه دیگری نیز برای کاستن از فاصله مسئولین و مردم وجود ندارد؟! برای آنانکه اهل درد باشند بی شک هست. یکی از این راه ها رفتن مسئولین میان مردم است. داستان پر آب چشم فیش های نجومی را فراموش نکرده ایم. آن مسئولانی-هر چند اندک نسبت به شمار مسئولان کشور- که دریافت کننده چنان حقوق هایی بودند -از ده ها تا صدها میلیون تومان- اگر اهل رفتن میان مردم بودند، به چنان بلایی گرفتار و چنین کثافتی آلوده نمی شدند. مگر می توان بین مردم رفت و بی واسطه پای درددل های آنان نشست و در حالی که زندگی عده ای لنگ چند میلیون تومان است و یا برخی برای چند ده میلیون بدهی پشت میله های زندان هستند، هر ماه چند صد میلیون حقوق گرفت و شب سر آسوده بر بالین گذاشت؟! رفتن و بودن میان مردم اثرات بسیاری دارد که دوری از زیاده خواهی و مهار طمع در بیت المال تنها یکی از آنهاست. تنها حدود صد روز از عمر مجلس یازدهم می گذرد و بحمدالله در همین مدت کوتاه، تا حد زیادی مشخص شده امید ملت به این مجلس اشتباه نبوده است. سفرهای متعدد نمایندگان به گوشه و کنار کشور -بخصوص مناطق محروم و پرمشکل- یکی از حرکت های بجا و قابل تقدیر مجلس یازدهم است که می تواند خانه ملت را به مجلس تراز انقلاب اسلامی و رأس امور نزدیک تر کند. سفر نمایندگان به خوزستان برای پیگیری مشکل آب غیزانیه و کارگران هفت تپه، سفر به سیستان و بلوچستان و بالاخره سفر چهار روزه اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس به همراه رؤسای کمیسیون ها به استان خوزستان چند نمونه از این حرکت های جهادی و امیدبخش است. سفرها و سرکشی های متعدد و بعضاً سرزده آیت الله رئیسی، رئیس قوه قضائیه طی چند ماه اخیر نیز از همین جنس و سنخ است. چرا باید این گونه حرکت ها را قدر دانست و ارج نهاد و چه نکاتی درباره آن می توان گفت؟ 1- دشمنان جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب بنای ایجاد و القای شکاف میان مردم و مسئولین را داشته اند. این تلاش طی سال های اخیر بشدت افزایش یافته و وارد مرحله تازه ای شده است. شاید بتوان گفت یکی از اصلی ترین ماموریت های جریان تحریف در حال حاضر همین مسئله القای شکاف میان مردم و مسئولین و ناامید کردن جامعه است. مقابله با این حرکت خبیثا

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

شایدو یا حتما در تاریخ بشر حادثه هایی رخ بدهد که ماهیت آنها به همدیگر شبیه باشد. طرفداری از حق و مظلوم امری پسندیده ای ایست. حالا چطور حق و مظلوم را شناخت به مخاطبین پیام مربوط می شود. دوچیز در انتشار یک پیام خیلی مهم است. یکی منبع پیام، و دیگری هدف پیام. مطمئنا انتشار یک پیام و به صرف فقط اطلاع رسانی نیست، گوینده ضمن اطلاع رسانی اهدافی را دنبال می کند. در بیشتر مواقع بعضی از پیامها، برای انتشار دهنده اصلا مهم نیست، قصد او ماهی گرفتن از آب گل آلود است. در ارتباط با اعدام بعضی از قاتلین و اغتشاشگران که این روزها از طریق شبکه های مجازی هشتک "اعدام نکنید" راه می اندازند، از اینگونه پیام هاست. مردمی که بصیرت داشته باشند، به خوبی نت انواع صداها را می شناسند. چطور شده یک نفر با کارت از پشت سر یک نفر دیگر را مورد حمله قرار می دهد و تن بیچاره او را سلاخی می کند و فرار می کند. این شخص مثل نوید افکاری و یا اغتشاشگرانی که مردم را به گلوله بستند، کلا برای کسانی که دایه دلسوزی می کنند اصلا مهم نیستند، مهم هدف آنهاست که چهل سال است برای رسیدن به آن خودشان جنایات بیشماری کرده اند. گروهی به نام مجاهدین خلق(منافقین) که با نام "خلق" هفده هزار شهروند ایرانی را در طیف های مختلف اجتماعی با قساوت تمام شهید کردند، زیر پرچم صدام دشمن مردم ایران که بیش از دویست هزار را شهید کرد، رفتند. با کسانی که هواپیمای مسافربری ایران را در خلیج فارس با 198 سرنشین تکه تکه کردند همکاری نمودند. با جرثومه فساد منطقه که مسلمانان بیشماری را در صبرا و شتیلا و کپر قاسم به خاک و خون کشیدند همکاری نمودند. مردم ایران تا ابد این خاطره ها را از یاد نخواهند برد. خاطره هایی که عزم آنها را جزم می نماید، روزی انتقام وحشیگری های منافقین، قاتل سردار دلها، قاتلان تمام مسلمانان را از اسرائیل جنایتکار بگیرند. آنچه بیشتر مایع تاسف در انتشار طرفداری از یک قاتل است، همراهی تعدادی شبه اصلاح طلب و سلبریتی است که با دشمنان دیرینه مردم عزیزمان همصدا شده اند. باید خیلی ساده اندیش باشیم، فکر کنیم، قصاص یک قاتل در ایران برای کشورهای غربی، منافقین و یا سلطنت طلبان مهم باشد. آنها در پیشانی خود مهر هزاران قتل را در کشور خود و دیگر کشورها دارند. این روزها رفتار آنها را در خیابانها به خوبی می بینیم. سئوال از همراهی تعداد اندک دگر اندیش داخلی است. چگونه جسم پاره پاره شده مقتول را نمی بینند، خانواده داغدارش را نمی بینند، ایجاد رعب و وحشت و نگرانی حفظ امنیت شهروندان را درک نمی کنند، ولی با یک قاتل شرور همدردی می کنند. با چه قیمتی ننگ همراهی با منافقین را پذیرفته اند. وای بر من و امثال من که پندارم اینها دلسوز مردمی هستند که غربی ها دارو های فرزندان هموطنشان را تحریم کرده است که هزاران پدر و مادر برای بهبود جگر گوشه هایشان روز شماری می کنند.

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

بخشی از تیترهای روزنامه های اصلاح طلب در روزهای اخیر است. ، ، ، ، ، اصلاح طلبان به صورت ویژه از سران انگلیس، فرانسه و آلمان تقدیر کرده و مدعی هستند که تروئیکای اروپایی در کنار ایران ایستاده اند. آیا این ادعا صحیح است!؟ به این اظهارات توجه کنید: در روزهای گذشته، وزیر خارجه آلمان تاکید کرد: . ماس در ادامه گفت: ! همچنین در روزهای گذشته، وزیر امور خارجه انگلیس در کنفرانس خبری مشترک با وزیر خارجه آمریکا با اشاره به تحریم تسلیحاتی ایران تاکید کرد: . پیش از آن نیز، وزیر امور خارجه فرانسه در تماس تلفنی با همتای ایرانی خود، در اظهارنظری گستاخانه از لغو تحریم های تسلیحاتی و فعالیت های منطقه ای ایران ابراز نگرانی کرد! وزیر امور خارجه روسیه - ۲۵ تیر ۹۴- در اظهارنظری مهم گفت: . این اظهارنظر مقام روسی هیچگاه توسط دولتمردان تکذیب نشد. با توجه به اظهارات دولتمردان مبنی بر لغو یکباره تمامی تحریم ها به واسطه برجام، باید در دی ماه ۹۴ در دولت اوباما- و زمانیکه هیچ خبری از ترامپ نبود- تمامی تحریم های ضدایرانی از جمله تحریم تسلیحاتی لغو می شد، نه اینکه حالا پس از ۵ سال و علرغم اجرای تمامی تعهدات از جانب ایران، تازه ما بیاییم چازه زنی کنیم که این تحریم ها با تاخیر ۵ ساله، آیا لغو بشود یا نه! به دلیل قصور و تقصیرهای تیم مذاکره کننده در تنظیم برجام، تحریم تسلیحاتی ۵ سال تمدید شد. این تحریم ها در مهرماه امسال منقضی می شود. اروپا وظیفه دارد که طبق تعهداتش، تحریم تسلیحاتی را لغو کند. اما انگلیس، فرانسه و آلمان در هفته های گذشته علی رغم اطمینان از رأی منفی چین و روسیه، به قطعنامه ضدایرانی آمریکا درباره تمدید تحریم تسلیحاتی ایران رای ممتنع دادند. در هفته های اخیر مقامات آمریکایی چندین بار اعلام کرده اند که مکانیسم ماشه را اجرا خواهند کرد. نکته قابل تأمل اینجاست که اعضای اروپایی برجام در دی ماه ۹۸ در اقدامی کاملا هماهنگ با دولت ترامپ، روند اجرای مکانیسم ماشه را کلید زدند. اکنون سران تروئیکای اروپایی صرفا در نوع تاکتیک مقابله با ایران با دولت ترامپ اختلاف نظر دارند. اروپا می گوید باید همزمان هم ایران در برجام مانده و محدودیت های برجامی را اجرا کند و هم تحریم تسلیحاتی تمدید شود. اروپا نگران است که با اجرای مکانیسم ماشه توسط ترامپ، ایران از برجام خارج شود. اگر این اتفاق رخ دهد، هم محدودیت های برجامی پایان می یابد و هم پروژه برجامیزه کردن توان موشکی و قدرت منطقه ای ایران به حاشیه می رود. در این سوی میدان، جریان تحریف با تعریف و تمجید از اروپا، اینگونه القاء می کند که میان اروپا و آمریکا در مسئله ایران شکاف عمیقی ایجاد شده و این دستاورد خیالی را فتح الفتوح جا زده و برای آن سوت و کف و هورا می کشد. سران انگلیس، فرانسه و آلمان می گویند که ! این ادعای مضحک هیچ نسبتی با واقعیت ندارد. چرا که اروپا در برجام ۱۱ تعهد داشت که تاکنون به هیچکدام از آنها عمل نکرده است. تروئیکای اروپ

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

بحران قره باغ، بحرانی پیچیده و چند وجهی است. یک وجه حقوقی و تاریخی دارد و یک وجه بهانه جویانه خارجی، برای مداخله و ایجاد نا امنی در شمال مرزهای ایران. آذربایجان و ارمنستان به همراه گرجستان (منطقه قفقاز)، بخشی از تمامیت ارضی ایران بودند که دو قرن قبل در اثر جنگ تحمیلی روس ها و معاهده استعماری ترکمانچای، از کشورمان جدا شدند. این دو ایالت، تا فروپاشی سی سال قبل اتحاد جماهیر شوروی، بخشی از این امپراتوری استعماری بودند و پس از آن که به استقلال رسیدند، ارمنستان در سال سال ۱۹۹۴ میلادی، به اشغال قره باغ پرداخت. از منظر حقوق بین الملل، قره باغ جزیی از خاک جمهوری آذربایجان است و جمهوری اسلامی از این حق، کاملا حمایت می کند. سه دهه قبل، دولت باکو توانست به واسطه کمک های ایران، بخش مهمی از تمامیت ارضی خود را حفظ کند و اگر حمایت های ایران نبود، جمهوری آذربایجان هزینه های بسیار بیشتری می داد. با این وجود، دولت غربگرا و لائیک باکو، دل به آمریکا و اسرائیل بست و بیشتر سعی کرد ادامه اشغال قره باغ را بهانه ای برای ایجاد روحیه ناسیونالیستی قرار دهد و همین را جایگزین هویت اسلامی مردم کند؛ هویتی که دولت بر معارضه و نابودی آن اصرار داشته است. ایلچی بیگ رییس جمهور وقت آذربایجان گفته بود "از ترکیه چشمداشتی ندارم ! چون آن ها منافع و مشکلات خود را دارند . اما از ترکیه ۲۰۰ میلیون دلار وام خواستم، آنقدر ندادند که کار از کار گذشت... ایرانی ها می خواستند به ما کمک کنند اما اجازه ندادم". سرکوب عزاداری های امام حسین (ع) توسط دولت باکو معروف است. دولت، نیروهای مذهبی را سرکوب و زندانی کرده و بارها عزادران حسینی را به گلوله بسته است؛ در حالی که این باورهای اسلامی می توانست پایه گذار بسیج مردمی برای پایان دادن به اشغال قره باغ باشد. دولت آذربایجان چه آن زمان که کمونیست بود و چه اکنون که لائیک و غربگراست، در نقشه دشمنان اسلام بازی کرده است. ما در حالی که از شیعیان مظلوم و تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان حمایت می کنیم، به رفتار دولت باکو به خاطر این که جمهوری مسلمان نشین را تبدیل بارانداز صهیونیست ها و آمریکا کرده، معترضیم. آنها اجازه تاسیس پایگاه نظامی و جاسوسی به آمریکا و اسرائیل را دادند و دست آل سعود برای تأسیس مدارس ضد شیعی و ترویج وهابیت را باز گذاشتند. در این میان، اخیرا ارمنستان هم که متحد تاریخی روسیه محسوب می شود، برای روابط سیاسی با رژیم صهیونیستی چراغ سبز نشان داد. اما بخشی از ادوات نظامی استفاده شده در جنگ اخیر علیه آنها از جمله پهپادها از سوی اسرائیل واگذار شده بود تا ثابت کند رژیم صهیونیستی ذاتا متعهد به خیانت و خنجر از پشت زدن است. صهیونیست ها، به واسطه بازی منافقانه با هر دو دولت ایروان و باکو، می خواهند در منطقه جای پا باز کنند. همان سناریویی که در عراق و سوریه و لبنان، موجب شکست و سرافکندگی شان شد. بازیگر بیگانه دیگری که در این بحران فعال شده، دولت نو عثمانی ترکیه است. دولت اردو

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

از زمانی که سلطه پاپ ها و روحانیت مسیحی در غرب قطع شد، چندین قرن می گذرد. متفکران غربی با غرور و تکبر رها شده از دین، هیچ هماوردی را در مقابل افکار و عقاید دور از وحی خود را به حساب نمی آوردند، فارغ ازدین کلیسایی و قهر با خدای پاپ ها، تا توانستند برای رهایی انسان از چنگال دین و رسیدن به منفعت و مهیای کسب آزادی های لذت بخش، بی پروا بر ارزش های انسانی تاختند و تئوری تدوین کردند و نسخه های آرامبخش تجویز نمودند. از یک طرف، طرفدار فرد گرایی اومانیستی بودند، که شهرت، منفعت و لذت گرفتار در هوای نفس، فکر فرد اومانیستی را در چنبره خود گرفتار کرده است. در مکاتب روشنفکران غربی چیزی به نام اخلاق وگوهرهای ناب انسانیت کمتر یافت می شود. و از طرف دیگر فرد را چنان در چنپره آزادی های سرکش قرار داده اند که فرد قادر نیست این افسار از هم گسیخته را از دست و پای خود پاره کند. از فرد اومانیستی یک حیوان سوجویی اقتصادی در مکتب به اصطلاح ایدئولوژی لیبرالیسم ساخته اند و چنان در پوست و خونش جاطلبی، شهرت و منفعت طلبی ریشه دوانده که قادر به هیچ نوع حرکتی غیر از آنچه برای او خط کشیده و ترسیم نموده اند، ندارد. آنچه در دوره رنسانس به عنوان روشنگری از ادبیا ت غربی ها در مکاتب مختلف شنیده می شود، سفیدی در مقابل سیاهی نیست. اگر روحانیت مسیحی قبل از رنسانس کم کم از ارزش های حضرت مسیح (ع) جداشد و توانست خود را از محیط اخلاق و معارف جدا کند و مانند امپراتورها و تزارها به سمت اشرافیگری سوق پیدا کند و این دگر اندیشی صاحبان کلیسا، باعث منزوی دین در تمام غرب گردد.روشنفکران و اندیشه ورزان غربی، از انسان کاتولیک یک انسان بورژوا، بی دین، خودکامه،منفعت طلب، بیگانه از ارزش های انسانی، جستجوگر ثروت و لذت تبدیل کردند. از انسان برده ای ساختند که با طناب آزادی، اسیر هوای نفس در شهرت، سود و لذت و استثمار شوند، و عربده های جاه طلبی و کرنش، تکبرش را در دیوار بلند بزک شده جامعه مدنی به رخ دنیا به وضوه می توان دید. وقتی جان لاک و دیگر اندیشمندان غربی خدا را از جامعه غربی ها بیرون کردند و اصالت فرد را جایگزینش نمودند، فکر نمی کردند، خروجی تفکر لیبرالیستی روزی نقاب از چهره بزک کرده فرد اومانیستی توسط دو رجال این مکتب کنار زده شود و پرده حقیقی نمایش خود را به مردم دنیا نشان دهد. دو نامدار بزرگ شده در این مکتب به خاطر همان هدف فرد اومانیستی اسیر هوای نفس، و گرفتار شهرت و لذت و منفعت شخصیت اصلی خود را نشان دهند. برای کسب قدرت در مناظره شان همه چیز بود، جز اخلاق و معرفت و این رشد قهقرایی تفکر انسان محور اومانیستی را در جامعه مدنی غرب از تلویزیون آمریکا به مردم جهان نشان داد. پوست و خون ترامپ و بایدن در جامعه ای رشد نموده است. که چندین صده است، معیار های اخلاقی و معرفتی در اقتصاد و جامعه و فرهنگ غرب رخت بر بسته است. از انسان وحی گرا یک انسان فرد گرا با مشخصه های انسان بورژوا تحویل جامعه جهانی داده است، که جز سود و لذت د

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

در وضعیت کرونایی کشور، دو طیف فکری، در سه قوه اصلی مجریه، مقننه و قضاییه حضور دارند. بدون شک اعمال هر مسئول بر گرفته از اعتقادات و افکاری اوست. قوه مجریه را گروهی به نام اصلاح طلب بیش از سی سال است که دراختیار گرفته اند. دولت آقای روحانی که با شعائر تدبیر و امید و اعتدال ودیگرترفندهای تبلیغاتی رای مردم را به طرف خود جلب نمود، با تحویل دادن پست های وزارت و مدیران رده بالای به اصلاح طلبان علنا هم ار اعتدال بیرون آمد و هم از تدبیر، با تفکر و اندیشه اصلاح طلبان وضعیت کشور را به سویی کشاند که هم از تدبیر نشانی نمی بینی و هم هیج روزنه امیدی برای اصلاح امور در این دولت به چشم می خورد.از همان روز اولی که تبلیقات کاندیدا ها ی ریاست جمهوری (1392) بین این دو طیف فکری شروع شد، معیارهای هر کدام از دوجناح برای تبلیغات، برگرفته از بینش و اندیشه ای بود که در اندیشه خود پرورانده و به آن اعتقاد داشتند . گروه اصلاح طلب، با توجه به دیدگاه لیبرالیستی که دارد و معتقد به آن است، برای پیروزی خود در مقابل حریف، مسیر تبلیغات خود را بر اصول مهم ایدئولوژی لیبرالیسم، یعنی اصل"هدف وسیله را توجیه می کند" بنا نهاد. از شعارهای آنها به خوبی می توان به این مهم دست یافت. آقای روجانی در اردیبهشت 96 در یک سالن ورزشی در همدان گفت: البته این اظهار نظر مورد تایید بی بی سی نیز قرار گرفت، وبلافاصله در شبكه هاي اجتماعي نوشتند: كه اين يك برنامه از پيش نوشته شده براي روحاني است كه در يك ستاد مخفي براي او تنظيم شده است، قرار است آقای روحانی در جمع مردم آنرا بین نماید. حالا دیوار کشی توسط چه کسانی و در کجا قصد اجرای آنرا داشتند، بماند . موضوع ديوار كشي كه روحاني اشاره كرده بود، قابليت جست وجوي تاريخي دارد اما نه در پياده روها بلكه در دانشگاه و آن هم از سوي اصلاح طلبان اما نه در دولت اصلاحات بلكه در سال 64! ماجراي آن را رهبر فرزانه انقلاب در سال 81 خطاب به خاتمي و معين نقل مي كند و مي فرمايد: پس اصل دیوار کشی برمی گردد به هم طیفان آقای روحانی که زمانی بین دختر و پسر در دانشگاه دیوار کشیدند، و زمانی اردوهای مختلط برگزار می کنند. در اصل اصلاح طلبان این دگراندیشی به چشم می خورد. در جریان انتخاباتی سال 92 آنچنان وضعیت کشور را خراب نشان می داد و خود را موعود حل مشکلات قلم داد می کرد و به انتظارات مردم می افزود. به این متن از سخنرانی توجه کنید: ایشان تصویری سیاه و در هم ریخته از شرایط اجتماعی، سیاسی جامعه را به مردم القاء می کند و خود را باکلید کزایی اش حلال مشکلات می داند. دلار هفت برابر شد،کسانی که از روی دلسوزی نقد منصفانه می کردند، چنین ناسزاهایی نثارشان می کرد: مدیرانش با حقوق های نجومی امثال آقای"عباس آخوندی" وزیر راه و شهرسازی می گوید:"این افتخار دولت است که حتی یک واحد مسکونی را نساخت. از ابتدا قرار نبود دولت خانه ای بسازد ... "و الاآخر، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. در جریان تبلیغات انتخابات

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

در یک گفتگوی دانشجویی با آقای حسن رحیم پور ازغدی، یکی از پرسشگران از وی پرسیده است در باب قیاسی که حسن روحانی درمورد ۷سال عقب نشینی بیحاصل و پیاپی خود دربرابر آمریکا و خضوع بی حساب و بی پایان دربرابر غرب و امتیازاتی که ازجیب ملت بدون مابه ازائی داد و با دست خالی، خود و برجامش، نزدیک یک دهه از عمر جمهوری اسلامی را با وعده سراب، تلف و یک ملت را معطل کرد و اینهمه مشکلات آفرید و هم چرخ های اقتصادکشور را متوقف کرد و هم حقوق هسته ای ملت را به باد داد، و حال با تحریف تاریخ و برای توجیه خود، امام معصوم (ع) را متهم به سازش با ظلم میکند، چه پاسخی دارید؟ آقای رحیم پور پاسخ گفت : این تنهاپرسش بی پاسخ این سالها نیست. پرسشهای بسیاری در این سالها بیهوده بدنبال پاسخگو بوده است. اما در واقع، این وضعیت که امروز میبینیم، مزد ترس است. امروز همه جا و همه تیپ مردم، یکصدا شده اند که اعتمادبه دشمن دین و دنیای مردم، عین نفسانیت و خلاف عقلانیت بود. شاید تنها دستاورد مفید اما ناخواسته تجربه شکست خورده دیپلماسی این شیخ، همین باشد که برای تاریخ ایران میماند. اما وقتی نوبت به غارت دین مردم هم برسد، سکوت، حرام تر میشود. آنکه مذهب را فدای خود و دین را ابزار استفاده سیاسی کند، از وجناتش پیداست که از روحانیت، تنها لباسش را دارد. حال آنکه پیش از این، روحانیت، به سوادش و به معنویت و روحانیتش بود. هرکه به نام، روحانی است لزوما به صفت، روحانی نیست. شما درست میگویید. با وعده سراب، اقتصاد کشور را به اینجا رساندند. پیش تر، معیشت و دنیای مردم را برجامی کردند، حال نوبت به برجامی کردن دین مردم رسیده است. اکنون لحظه ای بود که باید کمترین شجاعت مسئولیت پذیری را داشته باشند، و دیگر حریم پاک اهلبیت ع را به وهم و ترس خودنیالایند. اما این نخستین بار نیست که به امام حسن مجتبی ع، ستم میرود. نسبت سازش را اولین بار معاویه به ایشان بست تا خوارج و افراطیون را بر ایشان بشوراند. مظلوم بزرگ همه دورانها، حسن بن علی ع است. شیعه حسن (ع)، آنست که عاقبت چون حسن ع، بدست دشمن، بشهادت رسد و خون بالا بیاورد. تعجبی نیست اگر غرب باوران در وقت پاسخگویی، دین ودنیای مردم را قربانی کنند. من امثال قاسم سلیمانی را واجد روحانیت و اهل معنا میدانم و امثال حسن روحانی را فاقد آن. مردم دارند تاوان توهم و وعده های چند سیاستمدار با ضریب هوشی پائین را میدهند که معلوم شد نه تنها مفهوم عزت و اقتدار ملی را نمیدانند بلکه سیاست بین الملل هم نمیدانند. پایان معامله با شیطان و اعتماد به وعده های او، به تعبیر قرآن، فحشای سیاسی و... میشود. الشیطان یعدکم الفقرو یامرکم بالفحشا، شیطان با ارعاب و تهدید و سپس وعده اقتصادی، ضعیفان را وادار به فحشا میکند. وضع مردم، در اقتصاد برجامی بد است. اما خوب شد که همه، همه ماجرا را باچشم خود دیدند. در پایان ۸ سال مدیریت آرمان ستیزان، وقتی برای معلق زدن و طلبکار شدن نمانده، ضمن آنکه دیگر کسی هم پشت سرشان نمانده و با

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خیّری بود که در مشهد بازار معروفی داشت. مسجد، مدرسه، آب انبار، پل و دارالایتام و اقدامات خیریه دیگری هم از این دست داشته است. به او خبر داده بودند در حوزه علمیه ای که با پول او ساخته شده، طلبه ای شراب می خورد! ناگهان همهمه ای در مدرسه پیچید. طلاب صدا می زدند حاج عباسقلی است که به مدرسه وارد شده.در این وقت روز چه کار دارد؟ از بازار به مدرسه آمده است! عباسقلی خان یکسره به حجره ی من آمد(طلبه مورد نظر) و بقیه همراهان هم دنبالش.داخل حجره همه نشستند. ناگهان عباسقلی خان به تنهایی از جایش بلند شد و کتابخانه کوچک من را نشانه رفت. رو به من کرد و گفت: لطفاً بفرمایید نام این کتاب قطور چیست؟ گفتم: شاهنامه فردوسی. دلم در سینه بدجوری می زد. سنگی سنگین گویی به تار مویی آویخته شده است. بدنم می لرزید.اگر پشت آن کتاب را نگاه کند، چه خاکی باید بر سرم بریزم؟ عباسقلی خان دستش را آرام به سوی کتاب های دیگر دراز کرد... ببخشید، نام این کتاب چیست؟ بحارالانوار. عجب...! این یکی چطور؟ گلستان سعدی. چه خوب...! این یکی چیست؟ مکاسب و این یکی؟! ... لحظاتی بعد، آن چه نباید بشود، به وقوع پیوست. عباسقلی خان، آن چه را که نباید ببیند، با چشمان خودش دید.کتاب حجیمی را نشان داد و با دستش آن را لمس کرد. سپس با چشمانی از حدقه درآمده به پشت کتاب اشاره کرد و با لحنی خاص گفت: این چه نوع کتابی است، اسمش چیست؟ معلوم بود. عباسقلی خان پی برده بود و آن شیشه لعنتی پنهان شده در پشت همان کتاب را هدف قرار داده بود. برای چند لحظه تمام خانه به دور سرم چرخید، چشم هایم سیاهی رفت، زانوهایم سست شد، آبرو و حیثیتم در معرض گردباد قرار گرفته بود. چرا این کار را کردم؟! چرا توی مدرسه؟! خدایا! کمکم کن، نفهمیدم، اشتباه کردم... خوشبختانه همراهان عباسقلی خان هنوز روی زمین نشسته بودند و نمی دیدند، اما با خود او که آن را در اینجا دیده بود چه باید کرد؟ بالاخره نگفتی اسم این کتاب چیست؟ چرا آقا; الآن میگم. داشتم آب می شدم. خدایا! دستم به دامنت. در همین حال ناگهان فکری به مغزم خطور کرد و ناخودآگاه بر زبان راندم:یا ستارالعیوب، و گفتم: نام این کتاب، است آقا! فاصله سؤال آمرانه عباسقلی خان و جواب التماس آمیز من چند لحظه بیشتر نبود. شاید اصلاً انتظار این پاسخ را نداشت.دلم بدجوری شکسته بود و خدای شکسته دلان و متنبه شدگان این پاسخ را بر زبانم نهاده بود. حالا دیگر نوبت عباسقلی خان بود. احساس کردم در یک لحظه لرزید و خشک شد. طوری که انگار برق گرفته باشدش. شاید انتظار این پاسخ را نداشت. چشم هایش را بر هم نهاد. چند قطره اشک از لابه لای پلک هایش چکید.ایستاد و سکوت کرد. ساکت و صامت و یکباره کتاب ستارالعیوب (!) را سر جایش گذاشت و از حجره بیرون رفت. همراهانش نیز در پی او بیرون رفتند، حتی آنها هم از این موضوع سر درنیاوردند، و عباسقلی خان هم هیچ گاه به روی خودش هم نیاورد که چه دیده است... اما آن محصلِ آن مدرسه، هم

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

رئیس جمهور فرانسه جند روز پیش توهین روز نامه ها به پیامبر اعظم (ص) در فرانسه را آزاد گذاشت و اسمش را آزادی بیان گذاشت. هر زمان یک مقام بلند پایه غربی به مسلمانان توهین نمودند، بدانید آنها از اسلام سیلی خورده اند، چرا به ادیان دیگر چنین حرکت زشتی را انجام نمی دهند، برای اینکه به توهینی که کرده سرپوش بگذارد، نیت خود را پشت شعار دروغین آزادی بیان پنهان می کنند. آنهم در فرانسه که هرفرد آزاده ای شعار مکرون را به مسخره می گیرد. در شانزده دسامبر 1988 میلادی فیلسوف و نویسنده مسلمان "روژه گاردوی" را به جرم انکار جنایت علیه بشریت در فرانسه محکوم کردند. این فیلسوف مسلمان در کتاب خود به نام اسطوره های بنیادین سیاست اسرائیل ثابت کرد، کهصهیونیستrlm;ها با نازیrlm;ها در جنگ جهانی دوم همکاری داشتند و صهیونیستrlm;ها برای اینکه در دنیا مظلوم نمایی کنند و افکار جامعه بین المللی را برای تاسیس کشوری در فلسطین مهیا نمایند جنایات هیتلر را علیه یهودیان بزرگ نشان دادند. در این کتاب ثابت کرد که رقم شش ملیون یهودی که در جنگ جهانی دوم توسط آلمانها قتل عام شده اند اغراق آمیز است، چرا که جمعیت یهودیان در آن زمان این مقدار نبوده است. ازآنزمان آزادی بیان و قلم در فرانسه مخدوش شده است. تکبر و بزرگ بینی غربی ها پیشروتر از آزادی بیانی است که شعار می دهند. مکرون حق دارد به دومیلیارد مسلمان توهین نماید ولی اگر اردوغان به او توهین کرد باید سفیرش را از ترکیه فراخواند. باید در فرانسه آ زادی بیان باشد ولی در کشورهای اسلامی نباشد. آقای مکرون باید تاریخ را بخواند تاوضعیت مسلمانان و غرب مخصوصا فرانسه در قرون وسطی را مطالعه نماید و کتابهای اندیشمندان غربی را که اذعان نموده اند، در آن دوره علوم در دست مسلمانان بوده است و غربی ها در جهالت کامل بسر می بردند. حالا که حکومت داران کشورهای اسلامی غرق در تجملات شده اند و به جز تاج و تخت خود به چیز دیگری فکر نمی کنند به مکرون چنین جسارتی می دهند که بر علیه پیامبر اعظم توهین نماید. ولی خدا هم از دینش دفاع می کند و هم از رسولش، در قرآن کریم می قرماید: يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (مىrlm; خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گر چه كافران را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد) سوره صف آیه 8

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

روزنامه شرقدر گزارشی با عنوان در مورخه 99/9/12 به شماره 3879نوشت: . روزنامه ایراننیز در گزارشی با عنوان نوشت: . روزنامه اعتماد هم در مطلبی در اعتراض به طرح مجلس نوشت: . فعال سیاسی اصلاح طلب نیز در یادداشتی در روزنامه اعتماد با اعتراض به طرح اخیر مجلس درباره لغو تحریم ها نوشت: . کارشناسان اقتصادی با گرایش های مختلف سیاسی بارها تاکید کرده اند که علت اصلی مشکلات اقتصادی در کشور، سوءمدیریت در دولت است و تحریم ها حداکثر 20 الی 30 درصد در ایجاد مسکلات موجود سهیم هستند. طیف اصلاح طلب از یکسو افرادی همچون آخوندی و زنگنه را مدیران خبره و ژنرال های دولت می نامد و کارنامه غیرقابل قبول این افراد را انکار می کند و از سوی دیگر مذاکره و توافق با آمریکا را عامل رفع تمامی مشکلات کشور قلمداد می کند. طرح اخیر مجلس درباره لغو تحریم ها در حقیقت ابزاری قدرتمند برای وزارت خارجه و دولت و در جهت احقاق حقوق برجامی ایران است. طرح مجلس می گوید ایران نباید یکطرفه تعهدات خود را انجام داده و طرف عهدشکن باید بابت بی عملی خود هزینه بدهد. این طرح در راستای منافع ملی و علیه منافع آمریکا و تروئیکای اروپایی است. اما عجیب اینجاست که برخی دولتمردان و رسانه ها و فعالین اصلاح طلب از اینکه زورگویی آمریکا و اروپا مورد هجمه قرار گرفته است، برآشفته و عصبانی شده اند! اسرائیل یا رژیم صهیونیستی؟ یکی دیگر از نکات منفی موجود در رویه جاری عناصر اصلاح طلب، نام بردن از رژیم صهیونیستی تحت عنوان واژه جعلی است. این امر اگر چه یک اشتباه رایج در ادبیان سیاسی کشورمان محسوب می شود اما تکرار و اصرار بر آن، محل سئوال و شائبه است. چگونه ممکن است یک جریان سیاسی، در طول مدت حیات خویش، هرگز خواهان از میان برداشته شدن رژیم جعلی اسرائیل نشود و در عین حال، همواره با نام بردن از این رژیم، تحت عنوان ، به شکلی غیررسمی وجود آن را به رسمیت بشناسد، اما مدعی شود که در سیاست های خود، پیرو آرمان های انقلاب است؟ جهاد در راه خدا ممنوع؟ یکی از نقاط تاریک و سوابق سیاه اصلاح طلبان در موضوع نحوه تقابل با رژیم صهیونیستی، اخبار نقل شده از یک پیغام خجالت بار است. ماجرا از این قرار است که گفته می شود دولت اصلاحات در واپسین سال های خود و همزمان با تکمیل فهرست اشتباهات خود در رفتار با غرب، پیغامی با این مضمون برای آمریکا( به عنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی) فرستاده است که حاضر است برای قطع حمایت های جمهوری اسلامی ایران از حزب الله و خلع سلاح این گروه جهادی وارد عمل شود! روز حمایت از مسلمانان یا حمایت از اشغالگران؟ ماجرای فتنه88 هنوز از خاطر مردم این سرزمین نرفته است، دوره هشت ماهه ای که با مدیریت رسانه های صهیونیستی و حمایت همه جانبه آنها از مشی سیاسی مدعیان دروغ بزرگ ، به یکی از تلخ ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران اسلامی تبدیل شد.در همین ایام بود که روز قدس، تبدیل به عرصه خیانت آشکار بعضی از جریان های معاند با نظام اسلامی و هم دستان و

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

روزنامه اعتماددر یادداشتی با عنوانبه قلمدیپلمات سابق نوشت: . این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: . ظریف در اوج مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 گفت. در ادامه و پس از امضای برجام، دولتمردان در رویکردی نامتوازن، تعهدات ایران را با عجله و پیش دستانه در طرف مدت 2 ماه انجام دادند؛ این عجله و سرعت، تعجب رسانه های غربی را در پی داست، چرا که آمریکا و اروپا هنوز هیچکدام از تعهدات خود را آغاز نکرده بودند. روزها گذشت و موعد اجرای تعهدات 1+5 ذیل برجام فرا رسید.دولتمردان تاکید کرده بودند که در این روز- 27 دی 94- تمامی تحریم های ایران به یکباره لغو خواهد شد و نه تعلیق؛ اما دولت باراک اوبامای مودب! و باهوش! - به معاون اولی - نه تنها تحریم ها را لغو نکرد، بلکه در اولین روز اجرای تعهداتش، تحریم های جدیدی علیه ایران وضع کرد. دولت اوباما به دفعات برجام را لگدمال کرد و دولت ترامپ نیز دقیقا همین رویکرد را در قبال توافق هسته ای ادامه داد. اکنون حدود 65 ماه از امضای توافق هسته ای سپری شده است. در این مدت، آمریکا و تروئیکای اروپایی هیچگاه تعهدات برجامی خودرا انجام ندادند؛ چرا!؟ به این دلیل که به این ادراک رسیده بودند که هر بلایی بر سر برجام بیاورند، در این سو دولت آقای روحانی اقدام متقابلی انجام نخواهد داد. حالا مجلس شورای اسلامی در اقدامی مقتدرانه، بی عملی و عهدشکنی طرف آمریکایی و اروپایی را هزینه دار کرده است، چرا که آمریکا و تروئیکای اروپا فقط زبان زور را می فهمند. در این میان برخی از فعالین و رسانه های اصلاح طلب فریاد اعتراض برآوردند کهچرا به فکر امتیازگیری از آمریکا هستید!؟ این ماییم که باید تا ابد به آمریکا و اروپا امتیاز بدهیم و بر مولفه های قدرت خود بدون هیچ چشم داشتی چوب حراج بزنیم! متاسفانه اصلاح طلبان به هیچ عنوان به منافع ملی و عزت مردم کشورمان توجه نمی کنند.این طیف نگاه به آمریکا داردو مدعی است که رعیت نباید از ارباب انتظار دریافت امتیاز داشته باشد! ** ریشه بسیاری از معضلات کشور، دخالت نظامیان در اقتصاد است از مدیران دولت اصلاحات در مصاحبه باروزنامه آرمانگفت: . مبلغ در ادامه گفت: . چندی پیش حجت الاسلامعضو هیأت رئیسه مجلس گفت: . سلیمی در ادامه گفت: . اصلاح طلبان مدعی هستند که نیروهای نظامی و از جمله سپاه باید در موضوع اقتصاد و سیاست خارجی، رفتار خود را تغییر دهد. این ادعا در حالی است کهساخت بزرگ ترین پالایشگاه میعانات گازی جهان- پالایشگاه ستاره خلیج فارس- با هدف خودکفایی در تأمین بنزینو صرفه جویی ارزی قابل توجه و همچنین شکستن کمر داعش در منطقه و فراهم شدن بستر افزایش صادرات ایران به کشورهای همسایه- برای نمونه صادرات 9 میلیارد دلاری ایران به عراق(معادل 10 برابر صادرات ایران به اروپا در سالهای گذشته) - تنها بخش کوچکی از رفتار نیروهای نظامی در اقتصاد و سیاست خارجی و نتایج آن برای مردم است. آقای مبلغ و همفکران وی هیچگاهاز ، ، ، خسارت۱۵۰هزارمیلیارد تومانیحذف کارت سوخت، خ

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

یادداشت استاد رحیم پور ازغدی خون نامه" شهید پیشرفت وتمدن سازی برای "ایران قوی"،پاسدار متفکر، محسن فخری زاده ۱۰. این خون نامه را می توان ادامه داد اما اگر در خانه کس است، یک حرف بس است. شخصیتی که چهل سال منتظر شهادت و بیست سال، منتظر ترور بوده است، صدایش درنیامده و دستی در بیت المال نبرده است. از ابتدای تأسیس سپاه، در جبهۀ غرب و جنوب، پاسداری مشهور به روحیۀ عرفانی و مأنوس با شعر و ادبیات و علاقمند به فیزیک و ریاضیات بوده و از سال های دفاع مقدس تا لحظه ترور، مجاهد بود و مجاهد ماند. و این هنر تا پایان را دست کم نگیرید. بودند مجاهدین سابق که قاعدین امروز و سپس خائنین لاحق شدند ، در معرکه (ثم استقاموا) بی توفیق ماندند، از کارنامۀ جهادی انقلاب و حتی از سابقه مختصر خود شرمنده اند، برخی مدیران که دیگر به هیچ چیز جز خود، اعتقاد ندارند، در محضر سران کشورهای دشمن با دهانی باز، چون دهان اسب آبی، از عمق وجود می خندند و در تهران، نگاه نفرت بار و ادبیات کینه، نثار انقلابیون وفادار می کنند. آنانکه آلوده "جاه و مقام" یا "مال و منال" و "اشرافی گری و فساد" شدند و آنگاه با تعابیر روشنفکری مسروقه از متون ترجمه ای، عفونت درون را با ادوکلن، پذیرفتنی می کنند، قبله هایی که عوض شده، ذهن هایی که تسلیم شده، گناهانی که توجیه شده و شاید خیانت هایی که کم کم عادی شده است.۱۱. چه شخصیت های علمی و جهانی در ایران، گوهرهای نایاب اما گمنام و بی نام، خادم ایران و ایرانی که از سر اخلاص و تواضع، اینجا دیده و حتی شنیده نمی شوند و در سکوت، بار یک ملت را بردوش می کشند، اهانت می بینند، تهدید می شنوند، درست وقتی دانشگاه های معتبر جهان به دلایلی، و سرویس های اطلاعاتی جهان به دلایل دیگری، سال ها رد پای آنان را می زنند. نام شهید محسن علنا در فهرست ۵۰۰ شخصیت قدرتمند جهان در نشریۀ آمریکایی فارن پالیسی منتشر شده بود. چه استعدادهای جهادی و نبوغ های انقلابی که تا وقتی دشمن نامشان را نبرده یا خونشان را نریخته، به اهمیت آنان پی نمی بریم و تا میان ما هستند، گویی نیستند و آنگاه که کف خیابان، تیرباران می شوند، محترم می شوند، احترامی نمایشی، سمبلیک، خیلی ملی و بی ضرر و آنقدرخنثی که نتوان سخنانشان را حتی تکرار کرد. می خواهند از قاسم سلیمانی ها و محسن فخری زاده ها مجسمه هایی بسازند که محترم باشد اما چیزی نگوید. آیا می شود گفت با سلیمانی و فخری زاده در حیاتشان چه بحث ها می شد و پس از تکه تکه شدنشان بود که قاسم جان و آقامحسن شدند؟ ۱۲. کاش سینمای ایران بجای اینهمه سلبریتی، هنرمندان بیشتری می داشت. یک هزارم هنر و تعهدی که هالیوود به صهیونیست ها دارد و پس از ۸۰ سال از جنگ دوم اروپایی و جهانی میان فاشیست ها وکمونیست ها و لیبرالیست ها که تفاله های مدرنیته بودند، هنوز فیلم های تازه جنگی با ایدئولوژی غالباً صهیونیستی و آمریکایی می سازد، برای ساختن صد کار سینمایی و سریال و موسیقی برای هر یک از مردان و زنان بی نظیر ایران کافی

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

محمد ایمانی فعال رسانه ایدر کانال تلگرامی خود نوشت: خیانت تحریف بود که دُردانه پیامبر اعظم (ص) و عصمت الهی، حضرت زهرا (س) را مجبور کرد قد علم کند، سیلی بخورد، جراحت ببیند و آن خطبه رسوا کننده را در مسجد بیان فرماید. جان محبوبه خدا و عصمت الهی را جنایتکارانِ تحریفگر، به جور و جفا ستاندند؛ و حال آن که او، سبب آفرینش بود. جنایت و خیانت تحریف بود که امیر مومنان و امام حسن علیهما السلام را خانه نشین کرد، امام حسین (ع) را خارج از دین جا زد و بشریت را در کام بدبختی و بیچارگی هزار و چند صدسال بعد انداخت.

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

بانیان و حامیان فتنه ۸۸ چگونه چاقوی تحریم را تیز کردند/ اعضای ارشد ستادهای میرحسین و کروبی در هفت سال و نیم اخیر چه کردند؟ قطعنامه ۱۹۲۹ در سالگرد فتنه ۸۸ و با هدف حمایت از جنبش سبز در ایران صادر شد. در حقیقت بانیان و حامیان فتنه ۸۸ با تحمیل قطعنامه ۱۹۲۹، چاقوی تحریم را تیز کرده و سفره مردم را کوچک کردند. در هفته های گذشته وقتی به نتایج انتخابات آمریکا اعتراض کرد و آن را مصداق تقلب نامید، مقامات و رسانه های آمریکایی از هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه، به وی حمله کرده و این اظهارنظر را ، ، ، ، و نامیدند. نکته قابل توجه اینجاست که و نیز در سال ۸۸ همین ادعا را مطرح کردند. در آن سال، در شرایطی که مردم هنوز مشغول رأی دادن بودند و انتخابات به اتمام نرسیده بود، میرحسین موسوی در اظهارنظری تأمل برانگیز گفت: ! یک نامزد انتخاباتی در ایران، در شرایطی که هنوز رای گیری به پایان نرسیده و شمارش آراء نیز آغاز نشده بود، اعلام کرد که در انتخابات تقلب شده و خود را برنده قطعی انتخابات نامید! نامزد دیگر منتسب به اصلاح طلبان-کروبی- نیز با تشکیک در انتخابات، خواستار ابطال آن شد. لگدمال کردن رأی مردم اقدام تأمل برانگیز میرحسین موسوی و کروبی مصداق قانون شکنی، دیکتاتوری، استبداد و لگدمال کردن آرای مردم بود، اما در آن مقطع فعالین و لیدرهای جریان اصلاحات از خاتمی و حجاریان و تاجزاده تا بهزاد نبوی و شکوری راد و زنگنه و آخوندی، نه تنها این قانون شکنی و دیکتاتوری را محکوم نکردند، بلکه به روش های مختلف بر آتش فتنه دمیدند. لیدرهای جریان اصلاحات که خود در سالهای گذشته، مجری برگزاری انتخابات بودند در جلسات خصوصی تاکید کردند که تقلب در انتخابات، آن هم به میزان ۱۱ میلیون رأی به هیچ عنوان امکانپذیر نیست، اما این طیف هیچگاه حاضر نشد که این حقیقت را در میان افکارعمومی و به صورت آشکار اعلام کند. چندی بعد معاون خاتمی صراحتا اعلام کرد که . اصلاح طلبان در آن سال به دلیل اینکه جنبه شکست نداشتند، کشور را ماهها دچار آشوب و التهاب کرده و خسارت های زیادی به مردم تحمیل کردند. البته ناگفته نماند که لیدرهای فتنه در سال ۸۸ خیال خام را در ذهن می پروراندند؛ برای همین بود که به فاصله کوتاهی از برگزاری انتخابات، شعار توسط فتنه گران سر داده شد. تیزکردن چاقوی تحریم ها اما یکی از اقدامات نابخشودنی فتنه گران در سال ۸۸، تیزکردن چاقوی تحریم های ضدایرانی بود. مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و عضو برجسته موسسه - مرداد ۹۴- در یادداشتی در نشریه نوشته بود: سناتور نقش مستقیمی در نامه نگاری محرمانه بین دولت اوباما و سران آشوب علیه دولت ایران در سال۱۳۸۸و در پی انتخابات ریاست جمهوری داشته است.دولت آمریکا تصمیم گرفت پیامی برای گروه موسوی و جنبش سبز بفرستد.سناتور شامر دوستی در وال استریت داشت که با سبزها در ارتباط بود و همان فرد به عنوان رابط انتخاب شد. از شامر خواسته شد از طرف دولت این پیام و سوالات پیوست

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

جریانی که به موازات غربی ها و فشار خارجی بر ایران، در داخل کشور برای جا انداختن درستی انجام مذاکره بر سر مسائل منطقه ای تلاش و اعمال فشار می کند، جریانی متشکل از طیف های مختلف حامی دولت تدبیر و امید است. این طیف چه آورده ای را می خواهد سر میز مذاکره ببرد و به عنوان امتیاز تقدیم طرف غربی کند تا به واسطه آن بتواند از آن ها امتیاز متقابل بگیرد؟ دولت و همه حامیان اصلاح طلب و کارگزارانی و اعتدال و توسعه ای آن، در این بیش از هفت سالی که قوه مجریه را در اختیار گرفتند، در سیاست منطقه ای چه ظرفیت و قدرتی را برای ایران ایجاد کردند که حال بتوانند آن آورده را سر میز مذاکره ببرند و به ازای آن امتیاز بگیرند؟مذاکره نیست!مذاکره در دنیای دیپلماتیک و حتی در دنیا های دیگر، فقط نیست؛ است. باید امتیازاتی بدهید و امتیازاتی به ازای آن بگیرید و اصل سختی قضیه همین موازنه ایجاد کردن بین داده ها و گرفته هاست تا در اصطلاح عامیانه اش سرتان کلاه نرود. اگر از مذاکره - حال در هر موضوعی- دفاع کنیم، اما گزاره های دادنی و گرفتنی، در حد اجمالی آن، روشن نباشد، یعنی یا صرفاً مشغول کار ژورنالیستی و سیاسی و نان خوردن از ادا و ژست هستیم یا آنکه اصول ابتدایی مذاکره را نمی دانیم و مذاکره را بدل از تشریفاتی برای چشم گفتن بی قید و شرط به خواسته های طرف مقابل گرفته ایم.با لبخند و قدم زدن در کنار رودخانه و خودکار پرت کردن و تسلیت فوت مادر و... که نمی شود سیاست خارجی را پیش برد و اگر هم عده ای تردید داشتند و فکر می کردند کردن های دورهمی با مقامات غربی می تواند امضای آنان را برای طرف ایرانی تبدیل به کند، حالا و پس از تجربه تلخ برجام، باید این تردید ها کنار گذاشته شود و از یک سوراخ مجدد گزیده نشوند؛ وگرنه سوگمندانه باید به موازات اذعان به باهوشی و زیرکی طرف غربی به کندذهنی و ساده لوحی طرف ایرانی اعتراف کرد.از این روست که حامیان باید دقیق روشن کنند که وقتی از رفتن سر میز مذاکره می گویند، دقیقاً چه می خواهند با خود سر میز ببرند؟ کدام آورده و قدرت و امتیاز را با عملکرد خود برای ایران ایجاد کرده اند که اکنون آن را با افتخار سر میز ببرند و به طرف مقابل بگویند که ما از این حق خود صرف نظر می کنیم تا فلان امتیاز را بگیریم؟ لذاست که اول باید روشن کنند ایران چه چیزی را باید بدهد و در ازای آن چه چیزی را بگیرد؟جیب خالی و پز عالی با آورده دیگران!اصلاح طلبان البته گفته اند ایران قرار است چه چیزی را سر میز ببرد، اغلب به تلویح و کمتر به تصریح، اما آن ها از تغییر سیاست های منطقه ای می گویند. به این جملات که یک دیپلمات سابق اصلاح طلب در روزنامه ای اصلاح طلب می گوید، توجه کنیم: این خلاصه خواسته اصلاح طلبان برای برجام منطقه ای است که بار ها به زبان های مختلف و توسط افراد مختلف تکرار شده است. یعنی آن ها اجمالاً می دانند چه چیزی را باید سر میز مذاکره ببرند؛ قدرت منطقه ای ایران.اما قدرت منطقه ای ایران نه تنها آورده اص

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

اینکه فائزه هاشمی، دختر مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی در سالگرد درگذشت پدرش، روز روشن اعلام می کند دوست داشته است دونالد ترامپ پیروز انتخابات 2020 می بود تا فشار بر ایران را ادامه می داد و باعث عقب نشینی ایران در مقابل زیاده خواهی های دولت آمریکا می شد، یک ترجمان دقیق و شفاف از مفهوم است. آنچه جعلق هایی مثل معصومه علی نژاد و امیرعباس فخرآور و عقب مانده های ریزه خوار پسمانده پهلوی در توجیه حمایت شان از ترامپ می گفتند نیز همین است که فائزه رفسنجانی گفت؛ فشار از سوی آمریکا، تشدید تحریم های ظالمانه و غیرانسانی و محنت مردم ایران. اظهارات دختر مرحوم رفسنجانی اگر چه بوی بد یک تفکر بی وطن را پراکنده می کند اما اگر قرار باشد کمی متفاوت تر به موضوع نگاه کنیم، شاید نه تنها او را شماتت نکنیم، بلکه به واسطه صراحت و صداقتش در بیان دیدگاه ضد ملی اش که فاش کننده ماهیت یک جریان بانفوذ در کشور است، کمی مواضعش را به دیده اغماض بنگریم. فائزه هاشمی از اعضای هیات مؤسس و از اعضای شورای مرکزی حزب دولت ساخته مرحوم رفسنجانی یعنی حزب کارگزاران سازندگی است؛ حزبی که یکی از اصلی ترین حامیان و روی کار آورندگان دولت حسن روحانی است. این جریان سیاسی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 با شعار رفع تحریم ها بر سر کار آمد. به عبارتی تحریم های ظالمانه آمریکا علیه مردم ایران، نردبان پیروزی کاندیدای این جریان یعنی حسن روحانی شد و طی 8 سال گذشته تنها مانور این دولت نیز روی همین موضوع تحریم ها و مذاکرات با کشورهای اروپایی و آمریکا درباره همین تحریم ها بوده است. این موضع یعنی تمایل دولت برساخته این جریان برای مذاکره با آمریکا درباره تحریم ها، البته محدود به دولت اوباما نشد، چرا که با روی کار آمدن دولت ترامپ نیز این جریان این بار خواستار مذاکره با ترامپ شد. با وجود خروج ترامپ از برجام، دولت روحانی و جریان سیاسی حامی او، نه تنها از برجام خارج نشد، بلکه این بار تمام تلاش خود را برای مذاکره با ترامپ به کار بست. حتی در برهه ای که ترامپ از برجام خارج شده بود و شدیدترین تحریم ها را علیه مردم ایران اعمال کرد، عده ای از سرشناس ترین چهره های این جریان طی نامه ای سرگشاده خواستار عقب نشینی ایران از مواضع خود، کوتاه آمدن در مقابل ترامپ و انجام مذاکره با او شدند. ماجرای عبرت آموز فرستاده ژاپنی ترامپ به ایران و ولع این جریان برای ابراز ارادت به آبه شینزو تا سال ها در اذهان باقی خواهد ماند. بنابراین این جریان نماد و نمودی از مطالبه مذاکره با آمریکا است. با این حال آنچه در توجیه این تمایل و مطالبه خود مطرح می کردند این بود که برای رفع تحریم ها و بهبود وضعیت معیشتی تن به این خواری و ذلت می دهند. اکنون اما اظهارات فائزه هاشمی، دختر هاشمی رفسنجانی که از مطلعان این جریان به حساب می آید، نشان می دهد ماجرا و ماهیت تمایل این جریان سیاسی برای مذاکره با ترامپ، اساسا موضوع رفع تحریم و معیشت مردم نبوده است، بلکه آنان ب

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

سیدصادق خرازی دبیرکل حزب ندای ایرانیان صبح امروز (جمعه ۲۶ دی ماه) در ششمین مجمع عمومی حزب متبوعش در سالن ستاد توان افزایی تهران، اظهار داشت: امروز تمام موضوعات داخل کشور را می توان به نحوی به خارج از کشور نسبت داد. وی افزود: کاستی ها، مدیریت نابخردانه، مشکلات مدیریتی و عدم شناخت از مسائل را می توان به موضوعات خارجی نسبت داد و بگوییم که همه این ها سرنوشتیاست که خارجی ها بر ما تحمیل کرده اند. خرازی در حالی که به صورت آنلاین با فعالان این حزب در سراسر کشور صحبت می کرد، خطاب به آنها گفت که من به شما عرض می کنم که بیش از ۸۰ درصد مشکلات و معضلات کشور به نقطه عطفی از بحران شناخت مدیران از داخل کشور است. دبیرکل حزب ندای ایرانیان با بیان اینکه بزرگ ترین بحران کشور تشخیص سره از ناسره است و گوشی برای شنیدن نداریم، از آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام یاد کرد و گفت: بزرگ ترین خصلت آیت الله هاشمی شنیدن بود و قدرت او بر شنیدن و تحمل نظراتی که شاید با آنها موافق نبود، اما امروز ما می بینیم که کسی گوش شنیدن ندارد می خواهند متکلم وحده باشند؛ بزرگ ترین درد جامعه ما این است که نمی خواهند دردها و مشکلات جامعه را بشنوند و همین طور آنچه که بر اساس امیال نفسانی خود، درست و نادرست را به خارجی ها نسبت بدهند. وی ضمن یادآوری این نکته که خارجی ها از روز اول انقلاب با انقلاب اسلامی مشکل داشتند به کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت مهدی مصدق اشاره و خاطرنشان کرد: بیگانگان و خارجی ها در تمام طول ادوار تاریخ به ایران چشم طمع داشتند و بخشی از اشتباه ما نیز تشخیص نادرست نسبت به سرمایه گذاری روی نیروهای خارجی بود. خرازی با تأکید بر اینکه مشکل کشور مدیریتی است، گفت: مشکل ما این است که یک آدم حسابی مثل ماهاتیر محمد (نخست وزیر کشور مالزی) نداریم که درد مردم و مشکل کشور را بفهمد، ماهاتیر محمد همان روزی نخست وزیر شد که میرحسین موسوی نخست وزیر بود. خط فقر مالزی ۷۸ درصد بود و مردم بر روی درخت ها می خوابیدند امااکنونببینید که مالزی نسبت به ایران در چه شرایطی قرار گرفته است. وی ادامه داد: اکنون کشور مالزی جزء تنها کشورهای منطقه آسیای جنوب شرقی است که هم حرفی برای گفتن دارد و هم خود را در تراز جهانی می بیند. دبیر کل این حزب اصلاح طلب، به جای این اعترافات، معرفت آنرا نداشت که از حضور مردم شجاع ایران عذرخواهی کند.یادشان رفته است که برای رساندن حسن روحانی به پاستور چه دروغ هایی نبافتند، چه قولهایی به مرم ندادند، چه انگ های ناروا به رقیبان خود نزدند، حالا که هشت سال دستشان تا آرنج در خزانه بیت المال بوده است. حالا که دست آنها دارد کوتاه می شود زبان در آورده اند، بیش از شصت تن طلا را به باد دادند. میلیارد ها دلار را با ارز 4200 تومان به جیب خیلی ها حواله کردند. هشت سال چشم امیدتان به آمریکا دشمن دیرینه اسلام و ایران بوده است. ملت را با مشکلات عدیده ای مواجع نمودید. از تحریم بیشترین منافع

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

تاریخ معاصر ایران و انباشت مجموعه تهدیدات خارجی علیه کشورمان در 100سال اخیر بخوبی باعث اثبات این فرضیه شده است که تحقق هیچ کدام از آرمان های ملی ایرانیان و در رأس آنها استقلال ملی بدون دارا بودن حد بالایی از اقتدار ممکن نیست. در چنین فضایی هر گاه کشورمان در عرصه های مختلف به سمت اقتدار نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... حرکت کرده است، لاجرم با سنگ اندازی و خشم دولت های متخاصم روبه رو شده و متعاقبا هر گاه به نسخه هایی که پیروزی را در عقب نشینی از اهرم های قدرت می دانسته، رجوع کرده با تحسین این دولت ها مواجه شده است. بر همین مبنا برگزاری پانزدهمین رزمایش موشکی-پهپادی پیامبر اعظم(ص) فارغ از تاثیرات و پیام های برون مرزی، حامل پیام های درون مرزی نیز هست که کمتر مورد بحث و ارزیابی قرار می گیرد. واقعیت آن است که گفتمان جریان غرب گرا در دهه های پیشین تلاش و عرض اندام بالایی در فضای روانی و سیاسی جامعه داشته و همواره تلاش کرده با نشاندن نگرانی های دشمن در جایگاه نگرانی های مردم از حرکت کشورمان به سمت و سوی اقتدار جلوگیری کند، به گونه ای که هر دستاورد مقتدرانه کشورمان را تهدید خوانده (تقبیح گسترش توانمندی های نظامی و هسته ای مهم ترین شاهد مثال های این امر است) یا با تحقیر و تمسخر دیگر توانمندی ها، اساسا امکان رقابت کشورمان با قدرت های بزرگ را مردود دانسته است (امری که برای نمونه در ماه های اخیر و در مواجهه این جریان با تلاش های کشورمان برای تولید واکسن کرونا مشهود شد). در چنین فضایی، استراتژی های نظامی جمهوری اسلامی و در رأس آنها پرونده توانمندی های موشکی- فضایی کشورمان را می توان مثال روشنی از گام های عملیاتی شده گفتمان مقتدرانه انقلابی دانست؛ گفتمانی که به جای تعریف تهدیدها از منظر طرف متخاصم و در نهایت تجویز نسخه عقب نشینی برای هر کدام از آنها، با شناخت تهدیدها از جانب خود، رو به تهدیدزدایی آورده و بازدارندگی ملی را افزایش می دهد. این روزها توانمندی های نظامی کشورمان و در رأس آنها توانمندی های موشکی در شرایطی باعث اقرار دشمنان ایران به هزینه بالای هر گونه درگیری با کشورمان شده است که اساسا جریان در سال های گذشته تمام اهتمام خود را بر آن گذاشته بود این توانمندی کشورمان را در کنار دیگر توانمندی ها به عنوان علل بروز مشکلات تعریف کند. برای نمونه قریب 4 سال پیش در جریان مناظرات انتخابات ریاست جمهوری بود که توانمندی موشکی کشورمان به عنوان یکی از عوامل بازدارنده ایران در برابر تهاجم های خارجی متهم به ممانعت از ثمردهی برجام شد؛ ادعایی که در سال های گذشته و حتی پس از خروج آمریکا از برجام نیز بارها از زبان اقتدارستیزان تکرار شد. در چنین بستری آنها هرگونه توانمندی ایران را که طبیعتا باعث خشم متخاصمان می شود به عنوان تهدیدی برای سرنوشت ایرانیان به حساب می آورند. جریانی که بارها صراحتا از به عنوان تنها راهکار دفع تهدیدها یاد کرده است، از هرگونه ابزاری که به تقویت اقتدار مل

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 13 اسفند 1399 ساعت: 17:17

صفحه بندی